خرید بک لینک

تاحالا شده انقدر بخندی که دلت درد بگیره؟

که نتونی نفس بکشی و اشکات دونه دونه پشت سر هم سرازیر بشن و صورتت مثل یه گوجه فرنگی قرمز بشه؟

این آخریا دیگه ماهیچه های صورتم هم درد گرفته بود.


::گفته بودم وقتی رو دور خنده بیفتم دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم؟ ((=

امروز هم روز خوبی بود.

برچسب: نویسنده: اشکان اسدیان تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 12:48

یه وقتایی هم مثل الآن، دقیقا همین الآن، بیش از حد شاد میزنم! هی لبام کش میاد. موزیک صد درصد دلخواه درحال پخش شدنه. مامان اینجاس، بابا چند دیقه دیگه میرسه. و ما کنار هم شادیم. همینقدر ساده و هیجان انگیز!

برچسب: نویسنده: اشکان اسدیان تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 12:48

صفحه بندی